مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
فیکریم سنین اوچون  چاپ
تاریخ : جمعه 11 دی ماه سال 1388

این ترجمه ،ترجمه ترکی شعری است که قبلا من به فارسی ترجمه کرده بودم.


یکی از دوستان عزیزم  به نام آقای حمزه ربانی که واقعا استاد در سرودن


اشعار ترکی هستن زحمت کشیدن و این  شعر را به ترکی ترجمه کردند.





چون که پلک از دیدگانم می گشایم  تویی در خاطرم  


اوآن کی گؤزوموآچیرام سنی ایزله ییره م


چون که چشم هایم را بر می بندم  تویی در خاطرم


اوآن کی گؤزؤموباغلاییرام.سنی ایزله یرم


تو را در هر اندیشه ام دارم


فیکیرلشدیقجاسن گلیرسه ن نظره


تو را  در هر  دمم   دارم


هردم یمده ده سن گلیرسن دیله که


احساساتم با هر حرکت تو غلیان کند


تامام دویغولاریم سنیلن دالغالانیر


تو فرشته ای از آسمانی


سن ملائکه سن گوک اوزوندن گلیب سن


که با تو درد من معنای خود را از دست می دهد


ارییب کدرلر.اواندان کی اورگییمه گیریبسه ن


عشق من به  تو آنقدر محکم است


سنه منیم عشقیم اوقدر کوتوک لودور


که هیچگاه معنای خود را از دست نمی دهد


کی هیچ زامان معناسین الدن ورمیر


تو برای من به مثابه ی معجزه ای
سن منه معجزه سایاق بیرشی سن

که همیشه مرا شاد می کند


کی هر زامان منی گؤیولو ائدیرسه ن


مترجم فارسی :صالح اشرفی


مترجم ترکی : حمزه ربانی

اندیشه ام برای تو  چاپ
تاریخ : سه شنبه 1 دی ماه سال 1388

Thinking of you


You're the first thing I think of
Each morning when I rise
You're the last thing I think of
When I close my eyes

You're in each thought I have
And every breath I take
My feelings are growing stronger
With every move you make

You're an angel from above
who takes away my pain
My love for you is so strong
It's always just the same

You're the miracle in my life
Who can always make me smile

 

 Sonnet by Sarah

 

اندیشه ام برای تو


چون که پلک از دیدگانم می گشایم  تویی در خاطرم  


چون که چشم هایم را بر می بندم  تویی در خاطرم


تو را در هر اندیشه ام دارم


تو را  در هر  دمم   دارم


احساساتم با هر حرکت تو غلیان کند


تو فرشته ای از آسمانی


که با تو درد من معنای خود را از دست می دهد


عشق من به  تو آنقدر محکم است


که هیچگاه معنای خود را از دست نمی دهد


تو برای من به مثابه ی معجزه ای


که همیشه مرا شاد می کند


 شعرغزل از سارا(شاعر انگلیسی)

 ترجمه از صالح


چه کسی را دوست داریم؟  چاپ
تاریخ : سه شنبه 26 آبان ماه سال 1388

چه کسی را  دوست داریم ؟

   ترجمه ی فارسی


از وقتی که ما بچه بودیم دائما از ما می پرسیدند : بابا تو دوست داری ؟ عمت رو دوست داری؟


معلمت دوست داری؟


اما کسی از ما نمی پرسد که آ یا خودتو دوست داری؟


 و ما سعی می کنیم بخش عظیمی از زندگی و انرژی مان را صرف خوشحال کردن دیگران بکنیم اما


پس خودمان چی ؟


خانم جیسوت آنتونی ملو داستان خوبی در این مضمون دارد .


مادر و پسری در یک رستورانی بودند ، بعد از این که مادر سفارش غذا را داد خدمتکار رو


به پسره کرد و گفت :


" شما چی سفارش می دید ؟"


" هات داگ "


اما مادرش گفت: " نه اصلا همچین چیزی نمی خواد " پسرم یک استیک همراه با یک سالاد می


خواد ."


اما خدمتکار سفارش او را نادیده می گیرد و از پسر می پرسد ؟


" هات داگ رو با  سس خردل می خوای یا کچاپ؟ "


پسر گفت : " هردوش "


بعد پسر بچه با حالت شگفت انگیز رو به مادرش می کنه و میگه:


" مامان ! اون خدمتکار فکر می کنه من هم وجود دارم ."



 

مترجم :صالح اشرفی  

 

نوشته پائلو کوئیلو



متن اصلی

Whom do we love ?o

 

Ever since we are children, we are asked: do you love daddy? Do you love auntie?o


Do you love your teacher ?o


Nobody asks: do you love yourself  ?o


And we end up spending a good deal of our life and energy trying to please others. But


what about ourselves? Jesuit Anthony Mello has a fine story on this subject. o


Mother and son are at a snack-bar. After taking the mother’s order, the waitress turns to


the boy: o


“   ?And what will you be wanting”


“   .A hotdog  ”


“  .Nothing of the sort ,” says the mother. “He wants a steak and salad”


Ignoring the comment, the waitress asks the boy :o

“   ?Do you want that with mustard or ketchup”


“Both,” answers the boy 

And then he turns to the mother in surprise :o


“Mother! SHE THINKS THAT I’M FOR REAL ”


 

 

 

written by "paullo  coelho


ترجمه ترکی

Biz kimi  severix?


O zaman ki biz oşagiydix  bizden soruşdilar ki atavi seversen?


Amavi sevisen? Oyredeni seversen ?


Amma bizden soruşan yox , ozuvede seversen?


Biz chox vagt calisşirig ki ozgeleri  maraxlandiraq  amma ozummuz pas nece?


Bir yazici gadin Antoni melo adinda bo hayele de bir hikayesi var:


Bir oğlan ve anna restoranda oturmoşdilar.Anna gazani sifariş verenen sonra xidmetkar


oğlana sari çondi va soroşdi :


" siz ne sifariş verirsiniz?"


" bir hot dog"


Amma anasi dedi ki menim oğlum oni istemir , oğlum stake ve salad istir .


Xidmetkar ananin sozune golaqasmadi ve oğlanan sorusdi?


" hot doggi biberinen istirsen ya girmizi sosinan ? "


" 2 sinen de"


Onan sonra oğlan heyretinen annasına baxdi ve dedi :


" Ana o xidmetkar fikr edir mende varam."


Maktubı çovoren:

Saleh.aşrefi


Yazan :paulo coelh

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
سایت هواداران تراکتورسازی

Get your own Chat Box! Go Large!